X
تبلیغات
نماشا
رایتل

حرف نو

فرهنگ هنر و ادبیات

چهارشنبه 14 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:01

نان های قرضی شاعرانه پگاه احمدی

 

نان های قرضی شاعرانه ی پگاه احمدی

 

در روزنامه اعتماد ملی  مورخ 11/6/1386 نقدی بر مجموعه شعر سپیده جدیری به نام صورتی مایل به خون من  به قلم پگاه احمدی چاپ و منتشر شد که جای سخن دارد. ایشان ابتدا مخاطب شعر را بر اساس اندیشه  کهن افلاطونی به عام و خاص تقسیم می کند و می نویسد شعر مدرن فارسی بعد از نیما به این تقسیم بندی رسید  ودر ادامه برای متقن کردن دلیل خویش  می گوید : عدم تجانس میان شعر مقبول خواص و شعر مقبول عوام از سده های پیشین  شعر کلاسیک فارسی  همواره محل تامل بوده است . در یک پارگراف ساده این تناقض نوشتاری خود را نشان می دهد . حال اگر حتی این تقسیم بندی را قبول کنیم  این نوع نگاه محصول شعر مدرن  نیست و بعد از نیما دقیقا شعر مدرن  از عوام جدا شد  کدامین شعر مدرن به دل و جان عوام راه یافت؟ و اصلا شعر خوب از آن اهالی حقیقی شعر است . آیا می توان با این تقسیم بندی هر شعری که از بیان  یک گزاره ساده شعری برنیاید به عنوان شعر خاص قلمداد کرد وهر شعری که با مخاطب ارتباط زبانی ، معنایی ،عاطفی ، و القایی  برقرار کند به آن شعر عوام گفت ؟ و آیا این تقسیم بندی برمبنای چه رابطه ی هنری شکل می گیرد ؟ بله درست است کسی که شعر نمی خواند معاییر زیباشناسی او سیال و پویا نیست و کسی که هر روز با دنیای شعر زندگی را می گذراند طبعا او نگاهی سیال و فعال دارد  اما نمی توان با این نگاه هر اثر یا متن  بدی را به عنوان متنی هنری به شمار آورد و یا بالعکس. اگر قراراست به دیگران نان قرض بدهیم  تکلیفمان را با خواننده روشن کنیم و برای رضایت خاطر شاعر ی نکوشیم بسیاری  از بدیهیات را ندیده بگیریم  آیا به راستی شعر های جدیری از زمره شعر های خاص است و خواننده باید بسیار خوانده باشد تا ارتباط برقرار کند و اگر این گونه است شعرهای امثال یدالله رویایی  و احمدرضا احمدی در کدامین گروه افلاطونی شما قرار می گیرد ؟ یا شاید سپیده  هم مثل احمدرضا  جزو خواص است  وما نمی دانیم . میان خواننده و متن ادبی رابطه چهارگانه ای برقراراست که خواننده رابه فعال و منفعل و متن راهم  به فعال و منفعل تقسیم می کند . خواننده فعال در برابر شعر منفعل جدیری نمی تواند ارتباط هنری برقرار کند چون متن توانایی لازم را برای رویارویی ندارد ولی شما این اثررا مافوق فهم خواننده دانستید واین رای را براساس کدامین گواه به دست آوردید آنجه شما به عنوان مشخصات شعر جدیری گفته اید  قابل تعمیم برای همه ی شعرهای امروزی است  . چه نیازی  انسان مدرن را به حرکتی سنتی – عاطفی وا می دارد و به قول خودمان نان قرض می دهد تا متنافض سخن بگوید وبا نفی شعور خواننده به اثبات  شعر دیگری بپردازد وبه قیاسی مع الفارق دست زند  . آیا شما آن چنانکه گفته اید به راستی سعدی و حافظ را شاعر عوام می دانید و شاعران سبک هندی را شاعران خواص ؟ آیا سپیده جدیری جزو خواص است ؟ چون خواننده کمتری دارد . با این فرمول تمام قاعده ها عوض می شود و انگاه شما در کجا قرار می گیرید ؟ بیاییم صادقانه از شعر این میراث جاودانما ن سخن بگوییم و نان هایمان را در کوچه پس کوچه های بی نام و نشان به یکدیگر قرض  دهیم .  

تبصره: جالب توجه اینکه این اثر به فاصله یک روز  در دو روزنامه کثیر الانتشار نقد و بررسی شده است .