X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

حرف نو

فرهنگ هنر و ادبیات

دوشنبه 21 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 15:41

کنار دکه ی روزنامه فروشی

کنار دکه ی روزنامه فروشی

 

 

 

دیگر جز دعایی

که باد هوایش می پنداری

هیچ کس و هیچ چیز

پشت و پناهت نیست

 

ایستگاه به ایستگاه

از تعداد مسافران کاسته می شود

و همسفرانت را یک به یک

خانه های ب کمپلکسی سالمندان

ضیافت های کسالت بار

مجالس ترحیم

و صندلی چرخدار

از تو می دزدند

آینه برایت شکلک در می آورد

و کوچه ها و خیابانهای آشنا

سر به سرت می گذارند.

 

سایه ی سمجی که سال ها

ناجوانمردانه شهر به شهر

و خیابان به خیابان

تعقیبت کرده است

کنار دکه ی روزنامه فروشی

برای آخرین سیگارت

کبریت خواهد کشید.

 

سیگار مثل گوشی تلفنی که بر پرده ی سینما

حادثه ی ناگواری را خبر داده است

از دستت می افتد

ودر باران نم نمی که بر پیاده رو می بارد

خاموش می شود .

 

 

 

                                    عباس صفاری