X
تبلیغات
نماشا
رایتل

حرف نو

فرهنگ هنر و ادبیات

شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 21:28

کوک موزون سنتوری مهرجویی

 

 کوک موزون سنتوری مهرجویی   


   محمدرضامحمدی آملی

 

                                                                                  یادداشت سوم

 

مدت ها بود عادت کرده بودم فیلم ایرانی قاچاق نخرم و علیرغم اصرار اطرافیان مبنی براینکه کپی رایت در ایران فقط شعار است حتی برای اهالی فرهنگ ،.باز هم از این  کارامتناع کردم و دوستان و اقوام را به خرید فیلم های شبکه توزیع مجاز تشویق می کردم تا اینکه اخبار سنتوری روی تلکس های خبری قرار گرفت و ما هر روز شاهد خبر تازه ای در مورد توقیف فیلم سنتوری بودیم و نهایت امر چیزی شد که نباید می شد یعنی فیلم قبل از اکران کپی غیر قانونی شد و در دسترس همه ی مردم قرار گرفت و من هم علیرغم میل باطنی آن را غیر قانونی خریدم و دیدم .

و اما ..

 چرا با داشتن پروانه ی ساخت و نمایش  این فیلم اکران نشد  ؟

1- آیا محتوای فیلم با سیاست های فرهنگی نظام ناهمخوان بود ؟

2- آیا متن نوشته فیلم بار ارزشی نداشت ؟

3-آیا سیگار و تریاک و حشیش و علف و عرق باعث توقیف شدند ؟

4- آیا رویایی مذهب با موسیقی در فیلم سنتوری مانع اکران شد ؟

5- آیا جشن ها و پایکوبی ها مانع اصلی اند ؟

6- آیا ترسیم بخشی از زندگی رقت بار معتادان این مشکل را فراهم کرد ؟

7- آیا شیوه ی مطربی خواندن پسند مدیران نبود ؟

8- آیا دیالوگ هایی چون مملکت خشن و بی رحم و دروغگو مشکل ساز بودند ؟

9-آیا بوسیدن آخوند در داخل چادر پس از قرائت خطبه ی عقد ایراد داشت ؟

10- آیا نشان دادن ساز سنتور و آلات لهو و لعب موجب قاچاق فیلم شد ؟

11- آیا ترسیم زندگی هنرمند معتاد گناه بود ؟

12- آیا قوم الظالمین خطاب کرن خطا بود ؟ و ...

 

 من بر این باورم  که هر کدام از پرسش های چندگانه ی بالا می تواند دلیل و علت  اکران نشدن فیلم باشد اما اصلی ترین مانع  تصویر اضمحلال روح بلند انسانی درکنار تن در یک بستر نامناسب فرهنگی و اجتماعی است .

علی بلورچی انسان تپیکالی است که در یک شرایط نامناسب فکری به لجن کشیده می شود . مهرجویی فلسفه بلد است و با نگاهی کلی و فلسفی انسان  را در موقعیت فلسفی معنا می کند وبر اساس این معنا زندگی شکل می گیرد اگر علی سنتوری در یک زمان و مکان دیگر و شرایط اجتماعی و فرهنگی دیگری بود این سیر اضمحلال را شاهد بودیم  ؟ بنابر این حرف مهرجویی تلنگری به شرایط نابسامان فرهنگی کشور و اخطاری به متولیان فرهنگی  است  که ما شاهد نابودی هنر و هنرمندان در بخش های مختلف هستم . هنر و هنرمند در یک شرایط مناسب رشد می کند وقتی موقعیت برای ایجاد و خلاقیت فراهم نباشد خلقی صورت نمی گیرد و حتی در صورت شکل گیری با تلاش فردی ؛ جامعه اورا نابود می کند که یک شکل آن اعتیاد است و اشکال دیگر آن هم در جامعه جریان دارد انزوا و خانه نشینی ، انحطاط اخلاقی ، پناه بردن به افیون ، بی قید و بند بودن و امثالهم ثمره یک بستر نامناسب اجتماعی و فرهنگی است . به نظر شمای خواننده وقتی نشان دادن تصویر سازی مثل سنتور و تار و سه تار در یک جامعه غیر مجاز است و نشان آلات قتاله مثل کارد و چاقو مجاز آیا فکر می کنید امثال علی بلورچی می توانند از نردبان هنر بالا روند یا اینکه در گام  اول و دوم فرو می افتند . به نظر من مهرجویی مثل اغلب فیلم هایش در پایان هنر و هنرمند را دوباره جان وجهان می دهد یعنی دوست دارد که هنرمند پس از طی کشمکش های بسیار حیات دوباره بیابد  اما واقعیت را از یاد نبریم انسان در موقعیت معنا می یابد و این معنا زمانی معنوی است که شرایط فراهم باشد به اعتقاد من علی سنتوری نمونه ای است از قشر فرهنگی خاصه نمونه ای از اهالی نجیب موسیقی ایران .این که هنر و هنرمند در این سرزمین چگونه تولد می یابد و چگونه می میرد و این راز تولد و مرگ هنر و هنرمند را مهرجویی در نمایش زندگی سنتور زن جوان به زیبایی نشان می دهد.