X
تبلیغات
نماشا
رایتل

حرف نو

فرهنگ هنر و ادبیات

سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 23:36

باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم

باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم

 

 صبح امروز از جنوب و شمال  کشور دو تن از شاعران رخت بر بستند و رفتند . قیصر امین پور و تیرداد نصری  از دو قطب شعر که هر کدام شعر دیگری را کمتر می خواند  و کمتر جویای احوال هم بودند نه امین پور نصری بود و نه نصری امین پور هر کدام برای خود مریدانی داشتند به اعداد قابل شمارش یکی متعادل بود و متعارف و دیگری کمی شورشی  و غیر متعارف . هر کدام جهان را آن گونه می دید که می پسندید و از همین رو آن نگاهی که به نگاه مردم نزدیکتر بود شاعر تر بود . قبصر را طیف وسیعی از شاعران و ادیبان می شناختند و تیرداد را جمع شاعران شمالی و شاعران  متفاوت . شعر امین پور ادامه شعر فارسی است و شعر نصری گسستی از تمامی معاییر زیبا شناختی شعر گذشته  . برای قیصر از فردا تمامی روزنامه ها تسلیتی می نویسند به پهنه ی اشک های ریزان چشمانشان و برای تیرداد شاید یکی دو روزنامه ویا ماهنامه ی ادبی آن هم  مختصر.چون در زمان حیاتشان هم چنین بودند اما چون امین پور را از نزدیک می شناختم می دانم به راستی شاعر بود وهمه ی رفتار های اجتماعی او یک شعر بلند زندگی  ولی نمی  دانم نصری در زندگی اش هم شاعر بود  یا نه. این دو شاعر بودند اما فقط یک چیز سبب شد تا در باره هر دو در یک متن بنویسم و آن هم مرگشان بود در نیم روز هشتم آبان ماه . پیکر امین پور فردا از جلوی تالار وحدت تشییع می شود اما نصری در لندن ودر غربت ودر میان غریبان .

امروز یک بار دیگر اشک ریختم برای تنهایی شعر امروز که پیر نشده  جوان می میرد واین هم حکایت زندگی غمبار شاعران ماست . بس است  دیگر باید برای روزنامه تسلیتی بنویسم .

به همه ی اهالی شعر مرگ این دو تن را تسلیت می گویم .